محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

423

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

فيلقى في نار جهنّم فيدور فيها كما تدور الرّحى ثمّ يرتبط في قعرها ( 2 ) و إنّي أنشدك اللّه ألّا تكون إمام هذه الأمّة المقتول فإنّه كان يقال يقتل في هذه الأمّة إمام يفتح عليها القتل و القتال إلى يوم القيامة و يلبس أمورها عليها و يبثّ الفتن فيها فلا يبصرون الحقّ من الباطل يموجون فيها موجا و يمرجون فيها مرجا فلا تكوننّ لمروان سيّقة يسوقك حيث شاء بعد جلال السّنّ و تقضّي العمر فقال له عثمان رضي اللّه عنه كلّم النّاس في أن يؤجّلوني حتّى أخرج إليهم من مظالمهم فقال عليه السّلام ما كان بالمدينة فلا أجل فيه و ما غاب فأجله وصول أمرك إليه . ( 3 ) » ترجمه همانا مردم پشت سر من هستند و مرا ميان تو و خودشان ميانجى قرار داده‌اند . به خدا نمىدانم با تو چه بگويم ؟ چيزى را نمىدانم كه تو ندانى ، تو را به چيزى راهنمايى نمىكنم كه نشناسى ، تو مىدانى آنچه ما مىدانيم . ما به چيزى پيشى نگرفته‌ايم كه تو را آگاه سازيم و چيزى ما در پنهانى نيافته‌ايم كه آن را به تو ابلاغ كنيم . ديدى چنان كه ما ديدم ، شنيدى چنان كه ما شنيديم ، با رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بودى چنان كه ما بوديم ، پسر ابو قحافه ( ابا بكر ) و پسر خطّاب ، در عمل به حق ، از تو بهتر نبودند ، تو به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در خويشاوندى از آن دو نزديك‌ترى و داماد او شدى كه آنان نشدند . پس خدا را ، خدا را ، پروا كن . سوگند به خدا ، تو كور نيستى تا بينايت كنند ، نادان نيستى تا تو را تعليم دهند . راه‌ها روشن است و نشانه‌هاى دين برپاست . پس بدان كه برترين بندگان خدا